وصیت نامه شهید حمزه رحیم جبر المحمداوی

ای زیباترین کلمه ای که بر زبانم جاری ساختم، ای برادرم!
در ابتدا از تو طلب حلالبیت می کنم و سپس از تو می خواهم که همان جوان پر شور و پر آرزو و دوراندیش که یأس برایش معنایی نداشت؛ باقی بمانی.
همان برادری که در برابر سختی های این روزگار بی رحم هیچ گاه کُرنش نکرد.
برادرم! می دانم که جدایی سخت است ولی ناچاریم که برای بالا ماندن پرچم «لا اله إلا الله محمد رسول الله علی ولی الله» هر آنچه در بساط داریم را در طبق اخلاص قرار دهیم.
ای برادر عزیزم! از تو می خواهم که مادر و خواهرانمان را در آغوش بگیری و در حقشان پدری کنی.
درست به مانند کسی که قلبش هیچ چیزی جز مهر و محبت و عشق را به آنها هدیه ندهد.
از خداوند عزوجل نیز برای خودم همجواری با مولایمان امیرمؤمنان علی(ع) را خواستارم که همنشینی اهل بیت(ع) جایگاهی بس رفیع دارد.
در پایان از تمام همسایگان، خویشاوندان، همشریان و آنانکه مرا می شناختند حلالیت طلبیده و به آنها می گویم: به خدا قسم که راهی بهتر از راه جهاد را نمی توانید نام ببرید؛ راه جهادی که مزین به خون شهدای بسیاری است که در مسیر دفاع از مقدسات به پیش تاختند تا شربت شهادت را نوشیدند.
از شما می خواهم که در این راه ثابت قدم باشید و با تمام توان از آن حمایت کنید، باشد که پاداشتان در نزد پروردگار جهانیان محفوظ بماند.
و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته