وصیت نامه شهید مقدام عزیز رحیم

برادران مجاهد! راه مقاومت اسلامی که به خون شهدا مزین شده است را ادامه دهید و آگاه باشید که این راه پر عظمت نیازمند به بسیاری از ایثار و فداکاری هاست.
از این رو نَفس خود را به تحمل سختی ها و مشکلات عادت داده و در جهاد یکصدا و یک نفس باشید تا بنایی پولادین به نظر برسید.
خدایا به حق محمد و آل او از تو می خواهم تا شهادت را روزی من قرار دهی، شهادتی که در آن بدنم تکه تکه شود و سر از تنم جدا شود و تشنه لب بمیرم و سه روز بدنم در بیابان زیر آفتاب سوزان بماند تا شاید بتوانم با امام حسین(ع) همدردی کنم.
پدرم! از تو، مهر و محبت و اخلاص را آموختم و همچنین صبر و ایمان به خدا را.
پدرم! من در تو مرد صبوری را دیدم که جز خداوند از هیچ کس و هیچ چیز نمی ترسید.
شاید نتوانم با کلمات ناقصی که استفاده می کنم علاقه ام را ابراز کنم، ولی بدان که تو با قلبی سرشار از عشق و محبت به خداوند و پیامبرش رخت از این دنیا بربستی و این همان چیزی است که من را به صبر در برابر سختی ها سوق داد.
از خداوند می خواهم که دیدار ما در حالی به زودی زود اتفاق افتد که در مجاورت دوستان و اهل بیت(ع) قرار بگیرم.
من متواضعانه از تو می خواهم که مرا ببخشی.
مادر عزیزم! بگذار اشکهایت را پاک کنم تا این به مانند سپری باشد برای من در جنگ.
اشک هایت را بر پیشانی من بمال که این همان مدال عزتی است که در جنگ با خود حمل می کنم.