خبرگزاری النجبا


سخنگوی نُجَباء در گفتگو با ایکنا:

شکست‌های آمریکا و اسرائیل فقط توسط مکتب امام خمینی بوده است/ مقاومت؛ عامل توازن قدرت


الشَمَّری با بیان اینکه "مقاومت اکنون به مرحله سیاست جنگِ نظامیِ برابر رسیده است"، تصریح کرد:  آمریکا و اسراییل در دوره معاصر در برابر هیچ قدرتی شکست نخورده‌اند، مگر توسط جریان مقاومتی که ار سوی مکتب امام خمینی (قدس سره) شکل گرفت.

به گزارش مرکز ارتباطات و امور رسانه‌ای نُجَباء در ایران، سخنگوی رسمی مقاومت اسلامی نُجَباء در گفتگویی تفصیلی با خبرگزاری قرآنی ایکنا به تاثیر انقلاب اسلامی بر جوامع عراقی پرداخت و گفت: قبل از انقلاب اسلامی در ایران، گفتمان سیاسی روشنی برای شیعیان در عراق وجود نداشت، بلکه اکثر جوانان عراقی به جنبش‌ها و احزاب لیبرال غرب، کمونیست و یا سرمایه داری گرایش داشتند. نقطه تحول فکری نهضت شیعه زمانی صورت گرفت که شهید صدر حمایت خود را از انقلاب اسلامی امام خمینی (قدس سره) اعلام و تاکید کرد که خود و جایگاه مرجعیتش در ولایت فقیه ذوب شده‌اند.

مهندس «نصر الشَمَّری» با بیان اینکه "در صورت عدم پیروزی انقلاب اسلامی، تروریسم سرتاسر منطقه و عالم اسلامی را تحت سیطره می‌گرفت"، خاطرنشان کرد: در چنین شرایطی، رژیم‌های وهابی دیگری در عموم کشورهای منطقه شکل می‌گرفت که به کشتار، تکفیر، اسارت و راه اندازی بازار بردگان علیه عموم ملت‌های مسلمان مشغول می‌شدند؛ درحالی‌که اسراییل و آمریکا از امنیت و صلح بهره می‌بردند، چراکه آنان موتور محرکه این گروه‌های افراط گرا هستند.

وی تصریح کرد: وجود جمهوری اسلامی، گفتمان مقاومتی که امام راحل آن را به وجود آورد و نسل مقاومی که با این گفتمان پرورش يافت؛ مقاومت را از حالت دفاع به حالت هجوم و بازدارندگی منتقل کرد و پس از آن نیز به مرحله سیاست جنگِ نظامیِ برابر رساند. آمریکا و اسراییل در دوره معاصر در برابر هیچ قدرتی شکست نخورده بودند، مگر توسط جریان مقاومتی که ار سوی مکتب امام خمینی (قدس سره) شکل گرفت.

متن کامل این گفتگو به شرح ذیل است:


سوال: انقلاب اسلامی ایران گفتمان سیاسی شیعه را در تمام کشورهای اسلامی متأثر کرده که یکی از مهم‌ترین این کشورها، عراق با اکثریت جمعیت شیعه و هم‌مرز با ایران است و نیز دوره تبعید امام خمینی(ره) در آن، موجب تحولاتی عمیق در این کشور شد؛ به گونه‌ای که حوزه نجف را متحول کرد. بعدها کسانی مانند شهیدان سید محمد باقر صدر و سید محمد باقر حکیم توانستند با تأسی از ایشان، نقش عمده‌ای را در عراق ایفا کنند. با ابتنا بر مطالب یادشده، انقلاب اسلامی ایران چه بازتابی بر گفتمان سیاسی شیعه در عراق داشته است؟

ــ قبل از انقلاب اسلامی در ایران، گفتمان سیاسی روشنی برای شیعیان در عراق وجود نداشت، بلکه اکثر جوانان عراقی به جنبش‌ها و احزاب لیبرال غرب، کمونیست و یا سرمایه داری گرایش داشتند. در آن زمان، گفتمان اسلامی غالبا در قفس اتهام قرار داشت و همیشه مورد هدف و مظلوم بود، در حالی که شیعه اصلا در حکومت حضور نداشت تا از این جهت مورد هدف قرار گیرد.

پیش از انقلاب اسلامی ایران اصلا جنبش شیعه فعالی وجود نداشت که قابل اشاره باشد، جز تجربه شهید صدر و حزب دعوت اسلامی که مورد هجوم و ریشه کنی از سوی رژیمِ فاشیستیِ بعثِ مورد حمایت غرب و شرق قرار گرفت و سرانجام اوج قساوت این هجوم نیز اعدام شهید صدر و خواهرش و همچنین صدور حکم اعدام مبلغان بود.

نقطه تحول فکری نهضت شیعه زمانی صورت گرفت که شهید صدر حمایت خود را از انقلاب اسلامی امام خمینی (قدس سره) اعلام و تاکید کرد که خود و جایگاه مرجعیتش در ولایت فقیه ذوب شده‌اند. این موضوع باعث شد تا هزاران جوان مومن، به تبعیت از اهداف، شعارها و گرایشات انقلاب اسلامی پرداخته و به مبانی آن ایمان آوردند. این شعله هدایت همچنان روشن است، به طوری که هیچ فعالیت اسلامی و جهادی در عراق از مبانی انقلاب اسلامی و رهبر عظیم الشان آن خالی نیست و شاید بتوان گفت که انقلاب اسلامی در ایران نه تنها بر جوانان مسلمان و متدین تاثیر گذاشت، بلکه همه جنبه‌های زندگی و حتی احزاب کمونسیتی و لائیک را نیز متاثر از خود کرد.

در آن زمان، هیچ جلسه‌ای از سخن در مورد انقلاب اسلامی ایران و پیروزی آن بر ژاندارم خلیج فارس خالی نمی‌شد، مگر پس از آن توطئه استکباری بزرگ که با روشن کردن آتش جنگ ظالمانه علیه مردم و قوانین جائر حزب بعث که مردم را به صرف داشتن عکس امام خمینی (ره) به اعدام محکوم می‌کردند.

 

سوال: انقلاب اسلامی ایران با مبانی نظری گفتمان انقلابی خود چه نقشی در مقابله با گروه‏‌های تکفیری وهابیت، القاعده و داعش ایفا ‏‌کرد؟

ــ قبل از سخن در مورد انقلاب اسلامی، رهبر جمهوری اسلامی و دولت آن باید نگاهی فرضی به حالت عدم وجود انقلاب و جمهوری اسلامی بیندازیم و ببینیم در صورتی که جمهوری اسلامی نبود، چه اتفاقی به طور عام در منطقه و کشورهای اسلامی با وجود استمرار این هجوم وهابی و تکفیری رخ می‌داد.

بسيار روشن است كه رژیم‌های وهابی دیگری در عموم کشورهای منطقه شکل می‌گرفت که به کشتار، تکفیر، اسارت و راه اندازی بازار بردگان علیه عموم ملت‌های مسلمان مشغول می‌شدند؛ درحالی‌که اسراییل و آمریکا از امنیت و صلح بهره می‌بردند، چراکه آنان موتور محرکه این گروه‌های افراط گرا هستند.

بنابراین وجود این انقلاب، فیض معنوی موسس آن (قدس سره) و نیز شجاعت و حکمت رهبر معظم آن (دام ظله) از الطاف خداوند است و اگر این جود مبارک نبود کل منطقه توانایی مقابله با این جریان تکفیر را نداشت. مثال روشن‌تری از مقابله با گروهک تروریستی داعش و حمایت نامحدودی که جمهوری اسلامی با سلاح، مشاوران نظامی و تامین دیگر نیازها از عراق کرد وجود ندارد و حمایت ایران تاثیر بزرگی در پشتیبانی از فتوای مرجعیت در مقابله با داعش و شکست آن در مدتی کوتاه داشت؛ به طوری که کمتر کسی آن را پیش بینی می‌کرد.

 

سوال: تأثیر گفتمان انقلاب اسلامی و اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) بر محور مقاومت در مقابله با استکبار و رژیم اشغالگر از نظر شما چیست؟ آینده محور مقاومت را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

ــ قبل از انقلاب اسلامی هیچ جنبش، جریان، گروه و یا دولتی از مقابله با اسراییل و آمریکا سخن نمی‌گفت؛ مگر این‌که این گفتمان به سطحی نگری و توهم متهم می‌شد. در آن زمان، فعالیت مقاومت به عملیات‌های محدود مانند حمله با چاقو، عملیات استشهادی فردی و یا انتفاضه با سنگ محدود بود و رژیم صهیونیستی نیز از امکان اشغال لبنان با گروه موسیقی ارتش خود سخن می‌گفت(!).

وجود جمهوری اسلامی، گفتمان مقاومتی که امام راحل آن را به وجود آورد و نسل مقاومی که با این گفتمان پرورش يافت توانست ظرف مدت کوتاهی پس از انقلاب، اسراییل و ادعای پوشالی ارتش شکست ناپذیر را شکست داده و لبنان را آزاد کنند. این بدین معناست که مقاومت از حالت دفاع به حالت هجوم و بازدارندگی منتقل شد و پس از آن نیز به مرحله سیاست جنگِ نظامیِ برابر برسد؛ مانند اتفاقی که در جنگ 33 روزه رخ داد و یا دستاوردی که مقاومت عراق توانست با شکست دادن اشغالگران آمریکایی و اخراج آنان از عراق ظرف 8 سال کسب کند.

این در حالی است که آمریکا در عراق، بیشترین نیروی اشغالگر در دوره معاصر را داشت و این زمانی صورت پذیرفت که کشورهای بزرگ و ثروتمندی مانند آلمان و ژاپن توان بستن پایگاه‌های آمریکا در خاک خود را نداشتند. آمریکا و حتی اسراییل در دوره معاصر در برابر هیچ قدرتی شکست نخورده بودند مگر توسط جریان مقاومتی که ار سوی مکتب امام خمینی (قدس) شکل گرفت.

 

سوال: به نظر شما مهمترین پیام انقلاب اسلامی چیست و در حال حاضر مسلمانان نسبت به این پیام چه موضعی دارند؟

ــ شاید یکی از مهمترین پیام‌های انقلاب اسلامی را بتوان بازگشت به اسلام محمدی اصیل عنوان کرد؛ به شیوه امام حسین (ع) که همانا زیر بار ذلت نرفتن و تسلیم نشدن در برابر هیچ نیروی استکباری و طاغوتی است. این انقلاب، ایستادن در کنار حق را ارزشی بزرگ با نتایجی غیر قابل پیش بینی توصیف می‌کند و این موضوع، در حملاتی که به جمهوری اسلامی شد و تحریمی که چهار دهه از آن می‌گذرد، کاملاً مشهود است.

پس از صبر، گشایش الهی و بارش رحمت حق شروع می‌شود و انقلاب اسلامی ایران مصداق واضح آن است، به طوری که امروز اسلام با وجود این انقلاب در جهان به محوری اساسی تبدیل شده و در همه درگیری‌ها پیروز میدان بوده است.

در مورد موضع مسلمانان در برابر این انقلاب نیز باید بگویم که هیچ کشور اسلامی تقریبا وجود ندارد که از این انقلاب مبارک تاثیر نگرفته باشد. این انقلاب باعث شد که مسلمانان پس از قرن‌ها یک بار دیگر به خود بنگرند و متوجه شوند که آنان قدرت بزرگی دارند. کسانی که حتی به طور منفی تاثیر پذیرفتند، امروز متوجه شدند که نوعی بیداری اسلامی به وجود آمده و از این انقلاب که اسلام را راه حل تمام مشکلات جهان اسلام می‌داند، الهام گرفتند.

 

سوال: علت اصلی فشارها و تحریم‌های قدرت‌های غربی به ویژه آمریکا علیه انقلاب اسلامی ایران چیست و چگونه می‌توان از اندیشه‌های امام خمینی(ره) در جهت ایستادگی مقابل تحکم‌های استکباری آنان استفاده کرد؟

ــ درست است که دشمنان مکر می‌کنند، اما خدواند متعال نیز مکری را برای آنان تدبیر می‌کند. نتیجه را ببینید، تحریم و فشار باعث تقویت انقلاب و بالا رفتن توان آن برای مقابله با چالش‌ها شده است، اما آنان گمان می‌کردند که این انقلاب با گذشت زمان به سردی و ضعف می‌گراید و مانند سایر انقلاب‌ها، تاثیر خود بر دیگران را از دست داده و به امور داخلی خود مشغول خواهد شد.

این در حالی است که اساس و بنیان مبانی امام راحل (قدس سره) و تقویت آن از سوی رهبر عظیم الشان، شعله انقلاب را فروزان‌تر و آن را به منهجی ثابت، دائمی و ریشه دار تبدیل کرد. این امر با التزام به شیوه‌ای که امام خمینی (ره) در پیش گرفت، محقق شد؛ شیوه‌ای که بر پایه ایمان به یاری مستضعفان در سرتاسر دنیا و مقابله با استکبار در هر نقطه عالم با هر قدرت و جبروتی استوار بود. امام (ره) این شیوه را بر انقلاب اسلامی واجب اعلام کرد.

 

سوال: در خاتمه اگر تمایل دارید نکته و پیامی به این گفت‌وگو بیافزایید، از بیانات شما استفاده خواهیم کرد.

ــ خدا را شاکریم که در انقلاب اسلامی بزرگ زندگی می‌کنیم و ما از کسانی بودیم که در جوانی چشمانمان را با دیدن رهبر بزرگ این انقلاب، اندیشه محمدی او، شجاعت علوی و مقاومت حسینی او گشودیم. این دوره، دوره پیروزی انقلاب اسلامی و انتقال منهج محمدی به همه جهان است و دشمنان رو به افول در همه عرصه‌ها هستند که این امر نشان از آن دارد که انقلاب اسلامی، نهضتی برای زمینه سازی ظهور مبارک امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است.

المتحدث باسم النجباء في مقابلة مع إكنا: 

مدرسة الامام الخميني هي التي هزمت أمريكا وإسرائيل/ المقاومة شكلت معادلة القوى

 

بين الشمري أن المقاومة اليوم انتقلت الى مرحلة سياسة الحرب العسكرية المتكافئة، مصرحا: ان امريكا وحتى اسرائيل لم ينهزما في تاريخهما الحديث إلا أمام المقاومة التي نشأت وترعرت في مدرسة الإمام الخميني (قدس سره).

 

أفاد مكتب الاعلام والعلاقات لحركة النجباء في الجمهورية الاسلامية الايرانية، أن المتحدث الرسمي باسم الحركة اجرى مقابلة مع وكالة إكنا القرانية وأشار الى تأثير الثورة الاسلامية على المجتمع العراقي، قائلا: قبل قيام الثورة الاسلامية في ايران لم تكن هنالك بلورة واضحة للخطاب السياسي الشيعي في العراق، بل كان اغلب شباب العراق تتقاسمهم الحركات والاحزاب الليبرالية الغربية والاشتراكية الشيوعية او الرأسمالية. لكن النقلة النوعية للفكر والحراك الشيعي بتبني الشهيد الصدر لثورة الامام (قدس سرهما) ودعمه لها واعلان ذوبانه هو ومرجعيته بولاية الفقيه.

وبين المهندس نصر الشمري أنه لو لم تكن تنتصر الثورة الاسلامية في ايران لكانت اليوم كل المنطقة تحت سيطرة الارهاب، موضحا: عند ذلك لكانت تشكلت كيانات وهابية اخرى في عموم بلدان المنطقة تدعوا الى القتل والتكفير والسبي واسواق النخاسة والعبودية ضد عموم المسلمين، في حين تنعم اسرائيل وامريكا بالامن والامان لانهم اليد المحركة لهذه الجماعات المتطرفة.

وصرح: أن وجود الجمهورية والخطاب المقاوم الصلب الذي اوجده الامام الراحل والجيل المقاوم الذي تربى على هذا الخطاب، ونقل المقاومة من طور الدفاع الى الهجوم والردع، ومنهما الى سياسة الحرب النظامية المتكافئة. إن امريكا وحتى اسرائيل لم ينهزما في تاريخهما الحديث إلا أمام المقاومة التي نشأت وترعرت في مدرسة الإمام الخميني (قدس سره).

لكم فيما نص الحوار:


السؤال: أثرت الثورة الإسلامية الإيرانية على الخطاب السياسي الشيعي في جميع الدول الإسلامية، ولكن من أهم هذه الدول هي العراق، الدولة ذات الأغلبية الشيعية والمتاخمة لإيران، حيث أحدثت فترة نفي الإمام الخميني (رحمه الله) تغييرات عميقة في هذا البلد، حيث أوجدت تحولا كبيرا في حوزة النجف. في وقت لاحق، تمكنت شخصيات مثل الشهيد الصدر وآية الله الحكيم من لعب دور رئيسي في العراق مستلهمين من الثورة الاسلامية. بناءً على ما سبق، ما هو تأثير الثورة الإسلامية الإيرانية على الخطاب السياسي الشيعي في العراق؟

ــ قبل قيام الثورة الاسلامية في ايران لم تكن هنالك بلورة واضحة للخطاب السياسي الشيعي في العراق، بل كان اغلب شباب العراق تتقاسمهم الحركات والاحزاب الليبرالية الغربية والاشتراكية الشيوعية او الراسمالية وكان التوجه الاسلامي دائما في قفص الاتهام رغم انه كان المظلوم والمستهدف دائما ولم يكن في سدة الحكم ليستهدف.

قبل الثورة الاسلامية لم تكن توجد تجربة شيعية في العراق تستحق ان يشار اليها بالبنان إلا تجربة الشهيد السيد محمد باقر الصدر وحزب الدعوة الاسلامية التي تعرضت الى حرب ابادة لانظير لها من النظام البعثي الفاشي المدعوم غربيا وشرقيا وكانت اوج قسوة هذه الحملة هو اعدام الشهيد الصدر وشقيقته واصدار قانون اعدام الدعاة.

أن النقلة النوعية للفكرو الحراك الشيعي كان بعد تبني الشهيد الصدر لثورة الامام (قدس سرهما) ودعمه لها واعلان ذوبانه هو ومرجعيته بولاية الفقيه، هذا الامر جعل مئات الاف من الشباب المؤمن المتنور ينضوي تحت اهداف وشعارات وتوجهات الثورة الاسلامية وتبني متبنياتها، ولازال هذه الجذوة متقدة حتى هذا اليوم، فكل تصدي الى عمل اسلامي وجهادي في العراق لايخلو مرتكز من مرتكزاته من اهداف الثورة الاسلامية وقائدها العظيم، وربما من نافلة القول ان فجر الثورة في ايران الاسلام لم يترك اثره على الشباب المسلم المتدين فحسب، بل امتد اثره الى جميع مفاصل الحياة ونواحيها حتى للاحزاب الاشتراكية والعلمانية.

ولايكاد يخلو مجلس من التغني بهذه الثورة وانتصارها الكبير على شرطي امريكا في الخليج، لو لا تلك المؤامرة الاستكبارية الكبرى باشعال الحرب الظالمة وقوانين البعث الجائرة التي كانت تحكم بالاعدام على من يمتلك مجرد صورة للامام (قدس سره الشريف).

 

السؤال: ما هو الدور الذي لعبته الثورة الإسلامية الإيرانية ضد الجماعات التكفيرية الوهابية والقاعدة وداعش نظرا لمبادئها النظرية لخطابها الثوري؟

ــ قبل الحديث عن دور الثورة الاسلامية وقيادتها والجمهورية الاسلامية وحكومتها علينا ان ننظر الى الحال بصورة افتراضيه مع عدم وجود هذه الثورة وهذه الجمهورية فما الذي كان سيحصل في المنطقة عموما وفي البلدان الاسلامية في حال حصلت هذه الهجمة الوهابية التكفيرية بدون وجود هذه القوة التي واجهتها.

كان من الطبيعي ان تنتج كيانات وهابية اخرى في عموم بلدان المنطقة تدعوا الى القتل والتكفير والسبي واسواق النخاسة والعبودية ضد عموم المسلمين، في حين تنعم اسرائيل وامريكا بالامن والامان لأنهم اليد المحركة لهذه الجماعات المتطرفة.

كان من لطف الله وجود هذه الثورة، وهذه القيادة المباركة وبالخصوص الفيوضات الروحية للامام المؤسس (قدس سره) والشجاعة والحكمة للامام القائد (دام ظله)، ولولا هذا الوجود المبارك لما كان لكل دول المنطقة مواجهة هذا المد التكفيري. وليس من مثال أوضح على ذلك من مواجهة تنظيم داعش الارهابي ودعم الجمهورية للعراق بالخبرات والاسلحة والمستشارين والمدربين والاحتياجات الاخرى بشكل لامحدود كان له الاثر الابرز في دعم فتوى المرجعية لمواجهة الارهاب الداعشي والحاق الهزيمة الكبرى به خلال فترة قياسيه لم يتوقعها اكثر المتفائلين في ظل تلك الظروف.

 

السؤال: ما هو برأيك أثر خطاب الثورة الإسلامية والفكر السياسي للإمام الخميني (ره) على محور المقاومة ضد الاستكبار العالمي وكيان الاحتلال؟ وكيف ترى مستقبل المقاومة؟

ــ قبل قيام الثورة الاسلامية لم يكن هناك اي جهة او جماعة او حركة او حتى دولة تتحدث عن مواجهة اسرائيل وامريكا دون أن يواجه هذا الخطاب بالتسفيه والتسطيح والتسقيط. وكان عمل المقاومة يقتصر على بعض العمليات المحدودة كعمليات الطعن بالسكاكين او العمليات الاستشهادية الفردية او انتفاضات الحجارة وكانت اسرائيل تتحدث عن قدرتها على احتلال لبنان بالفرقة الموسيقية للجيش الاسرائيلي.

ان وجود الجمهورية الاسلامية والخطاب المقاوم الصلب الذي اوجده الامام الراحل والجيل المقاوم الذي تربى على هذا الخطاب الشجاع، استطاع خلال سنوات قليله من عمر هذه الثورة استطاع ان يهزم اسرائيل ويكسر اسطورة الجيش الذي لايقهر ويحرر الارض اللبنانية. وينتقل من طور الدفاع الى الهجوم والردع ومنهما الى سياسة الحرب النظامية المتكافئة كما في حرب تموز، او ما انجزته المقاومة العراقية التي استطاعت ان تهزم الاحتلال الامريكي وتخرجه من العراق خلال 8 سنوات.

المقاومة العراقية هزمت أمريكا في حين كانت القوات الامريكية من اكبر قوات الاحتلال عددا وعدة خلال العصر الحديث، وفي حين عجزت دول كبيرة وغنية وقوية من غلق قواعد صغيرة للقوات الامريكية في بلادها مثل المانيا واليابان، بل ان امريكا وحتى اسرائيل لم ينهزما في تاريخهما الحديث إلا امام المقاومة التي نشأت وترعرت في مدرسة الامام الخميني (قدس سره).


السؤال: ما هي برأيك أهم رسالة الثورة الإسلامية وما هو موقف المسلمين الحالي من هذه الرسالة؟

ــ ربما من اهم الرسائل التي قدمتها الثورة الاسلامية وارست دعائمها هي العودة الى الاسلام المحمدي الاصيل المتمثل بالتزام النهج الحسيني الذي يرفض الذل والخنوع والاستسلام مهما كانت قوة الاستكبار والطاغوت وتمكنهما، وان يكون الوقوف على الحق هو قيمة عليا بذاته بعيدة عن النتائج المترتبة على هذا الموقف وهذا ماحصل في كل الاعتداءات التي تعرضت لها الجمهورية الاسلامية والحصار الذي فاق اربعة عقود.

اما بعد الصبر يكون الفرج وتتوالى نعم الله جل وعلى، وهذا ماحصل لهذه الثورة وما اقتبسته كل قوى المقاومة، بحيث اصبح الاسلام اليوم بقيادة هذه الثورة قطبا رئيسيا على مستوى العالم وانتصر في كل المواجهات التي خاضها.

اما موقف المسلمين فتقريبا لايوجد بلد اسلامي في العالم لم يتاثر بهذه الثورة المباركة، فهذه الثورة جعلت من المسلمين ينظرون الى انفسهم مرة اخرى بعد قرون على انهم قوة قادرة لايستهان بها. وحتى من تأثر منهم سلبا لكنه من حيث يشعر او لا يشعر اصبحت لديه صحوة اسلامية واصبح يقتبس من هذه الثورة التي ترى في الاسلام حلا لكل مشاكل العالم الاسلامي.

 

السؤال: ما هو السبب الرئيسي وراء ضغوط وعقوبات القوى الغربية وخاصة الولايات المتحدة على الثورة الإسلامية الإيرانية، وكيف يمكن استخدام أفكار الإمام الخميني للوقوف امام غطرستهم؟

ــ صحيح انهم يمكرون ولكن الله يمكر، انئروا الى نتائج الحصار والضغوطات حيث جعلت هذه الثورة اصلب عودا واثبت بناء واقدر على مواجهة التحديات. كانت حسابات الاعداء ان هذه الفورة العاطفيه والعقائديه للقائمين بالثورة والقائمين عليها سوف تبرد وتضعف مع الوقت وخلال هذا الوقت كان تصورهم ان الثورة ستتحول الى حال اخر كباقي الثورات فيضمحل تاثيرها على الاخرين وتنكفأ داخليا.

لكن المباديء التي ارساها الامام الراحل (قدس سره) والقيادة الفذة للامام القائد حافظت على هذه الجذوة بل زادتها ضراما وتحولت الى نهج ثابت ومستمر ومتأصل، وكان هذا بفضل التزام النهج الاسلامي الذي إنتهجه الامام بان يسلك نهجا مستمرا يؤمن بواجب هذه الثورة بنصرة المستضعفين في كل مكان ومواجهة الاستكبار في كل موقع مهما كانت قوته وجبروته.

 

السؤال: في الختام، إذا كنت تريد إضافة نقطة ورسالة إلى هذه المقابلة، نرجوا ذكرها.

ــ نشكر الله ونحمده على نعمة اننا نعيش في عصر هذه الثورة العظيمة واننا ممن تفتتح اعيننا في بواكير اعمارنا على قائدها العظيم وفكره المحمدي وشجاعته العلوية وثباته الحسيني. ونحن نرى اننا في عصر انتصار هذه الثورة وانتقال نهجها المحمدي الى مرحلة العالمية وتراجع اعدائها على كل المستويات، مما يشير بشكل واضح الى ان هذه الثورة هي حركة ممهدة بين يدي الظهور المبارك ان شاء الله.

Spokesman of al-Nujaba in an Interview with IQNA:

The defeats of the US and Israel were only by the school of Imam Khomeyni | The Islamic Resistance: Balancer of power

 

al-Shammari stated that “The Islamic Resistance has now reached the stage of the politics of equal military warfare” and added that the United States and Israel have not lost to any power in the contemporary period, except by the Islamic Resistance movement formed by the school of Imam Khomeyni.

 

According to the Communication and Media Affairs Centre of al-‎Nujaba in Iran‎, Nasr al-Shammari, the official spokesman of the al-Nujaba Islamic Resistance Movement, gave a detailed interview with the International Quran News Agency (IQNA) in which he spoke about the impact of the Islamic Revolution on Iraqi communities and said, “Before the Islamic Revolution in Iran, there was no clear political discourse for Shi’ahs in Iraq but rather most Iraqi youth tended to follow Western liberal, communist or capitalist movements and parties. The turning point of the Shi’ah movement took place when Martyr al-Sadr declared his support for Imam Khomeyni’s Islamic Revolution and emphasized that he and his position of religious authority had melted into Wilayat al-Faqih [Guardianship of the Jurisprudent].”

al-Shammari stated that “if the Islamic Revolution was not victorious, terrorism would have taken over the entire region and the Islamic world” and noted, “Under such circumstances, other Wahhabi regimes were formed in most of the countries of the region, which engaged in killing, takfir (excommunication), captivity, and the establishment of slave markets against the general Muslim nation. Israel and the United States, on the other hand, enjoyed security and peace because they were the driving force behind these extremist groups.”

He stated, “The existence of the Islamic Republic, the discourse of resistance that the late Imam created and the generation of resistance that was raised with this discourse shifted the Islamic Resistance from a state of defence to a state of aggression and deterrence and then to the stage of equal military warfare. The United States and Israel had not been defeated by any power in the contemporary period, except by the Islamic Resistance movement formed by the school of Imam Khomeyni.”

The full text of this conversation is as follows:

 

Question: The Islamic Revolution of Iran has affected the Shi’ah political discourse in all Islamic countries, one of the most important of which is Iraq, with a majority Shi’ah population and bordering Iran, and the period of Imam Khomeyni’s exile, caused profound changes in this country such that the Islamic Seminary of Najaf was transformed. Later, people like the martyrs Sayyid Muhammad-Baqir al-Sadr and Sayyid Muhammad-Baqir al-Hakim were able to play a major role in Iraq by following him. Based on the above, how has the Islamic Revolution of Iran affected the Shi’ah political discourse in Iraq?

Before the Islamic Revolution in Iran, there was no clear political discourse for Shi’ahs in Iraq but rather most Iraqi youths tended to follow Western liberal, communist or capitalist movements and parties. At that time, Islamic discourse was often in the cage of accusation and was always targeted and oppressed, while the Shi’ah were not present in the government at all to be targeted for this purpose.

Before the Islamic Revolution of Iran, there was no active Shi’ah movement to be mentioned, except for the experience of Martyr al-Sadr and the Islamic Da’wah Party, which was attacked and eradicated by the Ba’athist fascist regime backed by the West and East. Finally, the culmination of the atrocity of this attack was the execution of Martyr al-Sadr and his sister, as well as the issuance of the death sentence for the missionaries.

The intellectual transformation of the Shi’ah movement took place when Martyr al-Sadr declared his support for Imam Khomeyni’s Islamic Revolution and emphasized that he and his position of religious authority had melted into Wilayat al-Faqih [Guardianship of the Jurisprudent]. This caused thousands of young believers to follow the goals, slogans and tendencies of the Islamic Revolution and believe in its principles. This flame is still burning, so that no Islamic or jihadi activity in Iraq is without the foundations of the Islamic Revolution and its great leader and it can be said that the Islamic Revolution in Iran affected not only the Muslim and religious youth, but rather it affected all aspects of life, even communist and secular parties.

At that time, no meeting was empty of talking about the Islamic Revolution of Iran and its victory over the Persian Gulf gendarmerie, except after the great conspiracy of the arrogant powers to light the fire of the oppressive war against the people and the oppressive laws of the Ba’ath party, which sentenced the people to death simply for having a picture of Imam Khomeyni.

 

Question: With the theoretical foundations of its revolutionary discourse, what role did the Islamic Revolution of Iran play in confronting the Takfiri-Wahhabi groups, al-Qaeda and Daesh?

Before talking about the Islamic Revolution, the Supreme Leader of the Islamic Republic and his government, we must take a hypothetical look at the absence of the Islamic Revolution and the Islamic Republic and see what would have happened in the region and Islamic countries in general, despite the continuation of this Wahhabi and Takfiri invasion, if it were not for the Islamic Republic.

It is very clear that other Wahhabi regimes were formed in most of the countries of the region, which engaged in killing, takfir (excommunication), captivity, and the establishment of slave markets against the general Muslim nation. Israel and the United States, on the other hand, enjoyed security and peace because they were the driving force behind these extremist groups.

Therefore, the existence of this revolution, the spiritual grace of its founder and also the courage and wisdom of its Supreme Leader are from the grace of God, and if this blessed excellence did not exist, the whole region would not be able to face this Takfiri movement. There is no clearer example of confronting the Daesh terrorist group and the unlimited support that the Islamic Republic provided to Iraq with weapons, military advisers and other needs, and Iran’s support had a major impact on supporting the fatwa issued by the religious authority against Daesh and defeating it in a short time, such that few people predicted it.

 

Question: In your opinion, what is the impact of the discourse of the Islamic Revolution and the political thought of Imam Khomeyni on the Islamic Resistance Axis against the arrogant powers and the occupying regime? How do you assess the future of the Islamic Resistance?

Before the Islamic Revolution, no movement, movement, group or government spoke of confrontation with Israel and the United States unless this discourse was accused of superficiality and illusion. At that time, the activities of the Islamic Resistance were limited to limited operations such as stabbings, individual martyrdom operations or intifadas with stones, and the Zionist regime was talking about the possibility of occupying Lebanon with its army band!

The existence of the Islamic Republic, the discourse of the Islamic Resistance created by the late Imam, and the generation of Islamic Resistance that was nurtured by this discourse, were able to defeat Israel and liberate Lebanon shortly after the revolution and the claim of the invincibility of the army. This means that the Islamic Resistance moved from a state of defence to a state of aggression and deterrence, and then reached the stage of equal military warfare. Like what happened in the 33-Day War or what the Iraqi Islamic Resistance achieved by defeating the American occupiers and expelling them from Iraq within eight years.

The United States, meanwhile, had the largest occupying force in Iraq in the modern era, at a time when large and wealthy countries such as Germany and Japan were unable to close American bases on their soil. In the contemporary period, the United States, and even Israel, were not defeated by any power except by the Islamic Resistance current established by the school of Imam Khomeyni.

 

Question: In your opinion, what is the most important message of the Islamic Revolution and what is the current position of Muslims towards this message?

Perhaps one of the most important messages of the Islamic Revolution can be described as the return to the original Muhammadan Islam. In the manner of Imam al-Husayn who is not under the burden of humiliation and does not surrender to any arrogant and tyrannical force. This revolution describes standing by the right as a great value with unpredictable results and this is quite evident in the attacks on the Islamic Republic and the sanctions that have been in place for four decades.

After patience, divine opening and the rain of mercy, the truth begins and the Islamic Revolution of Iran is a clear example of this, so that today, despite this revolution, Islam has become a major axis in the world and has been victorious in all conflicts.

Regarding the position of Muslims against this revolution, I must say that there is almost no Islamic country that has not been affected by this blessed revolution. This revolution made Muslims look at themselves again after centuries and realize that they have great power. Those who were even negatively affected today realized that there was a kind of Islamic awakening and were inspired by this revolution, which saw Islam as the solution to all the problems of the Islamic world.

 

Question: What is the main reason for the pressures and sanctions of the Western powers, especially the United States, against the Islamic Revolution of Iran and how can Imam Khomeyni’s ideas be used to stand against their arrogant dictatorships?

It is true that the enemies plot, but God Almighty also plots for them. Look at the result, sanctions and pressure have strengthened the Islamic Revolution and increased its ability to meet the challenges but they thought that this revolution would turn cold and weak over time and, like other revolutions, would lose its influence over others and busy itself with its internal affairs.

Meanwhile, the foundation of the late Imam and its strengthening by the Supreme Leader, made the flame of the revolution brighter and turned it into a stable, permanent and rooted method. This was achieved by adhering to the method adopted by Imam Khomeyni. This method was based on believing in helping the oppressed all over the world and confronting arrogance anywhere in the world with all power and might. Imam declared this method obligatory on the Islamic Revolution.

 

In conclusion, if you want to add a point and a message to this conversation, we will use your statements.

We thank God that we live in the great Islamic Revolution and we were among those who in our youth opened our eyes to see the great leader of this revolution, his Muhammadan thought, Alawi courage and his Husayni resistance. This period is the period of the victory of the Islamic Revolution and the transfer of the Muhammadan method to the whole world, and the enemies are declining in all areas, which shows that the Islamic Revolution is a movement to pave the way for the blessed emergence of the Imam of the Time [Imam al-Mahdi].